wahyemobin

به وحی مبین خوش آمدید.

wahyemobin

به وحی مبین خوش آمدید.

يكشنبه, ۱۲ مهر ۱۳۹۴، ۰۳:۴۹ ب.ظ

روز مباهله گرامی باد.

بسم الله الرحمن الرحیم

  • داستان مباهله:مدینه اولین باری است که میهمانانی چنین غریبه را به خود می‌بیند. کاروانی متشکل از شصت میهمان ناآشنا که لباس‌های بلند مشکی پوشیده‌اند، به گردنشان صلیب آویخته‌اند، کلاه‌های جواهرنشان بر سر گذاشته‌اند، زنجیرهای طلا به کمر بسته‌اند و انواع و اقسام طلا و جواهرات را بر لباس‌های خود نصب کرده‌اند.
    وقتی این شصت نفر برای دیدار با پیامبر، وارد مسجد می‌شوند، همه با حیرت و تعجب به آنها نگاه می‌کنند. اما پیامبر بی‌اعتنا از کنار آنان می‌گذرد و از مسجد بیرون می‌رود هم هیأت میهمانان و هم مسلمانان، از این رفتار پیامبر، غرق در تعجب و شگفتی می‌شوند. مسلمانان تا کنون ندیده‌اند که پیامبر مهربانشان به میهمانان بی‌توجهی کند به همین دلیل، وقتی سرپرست هیأت مسیحی علت بی‌اعتنایی پیامبر را سؤال می‌کند، هیچ کدام از مسلمانان پاسخی برای گفتن پیدا نمی‌کنند.
    تنها راهی که به نظر می‌رسد، این است که علت این رفتار پیامبر را از حضرت علی بپرسند، چرا که او نزدیک‌ترین فرد به پیامبر و آگاه‌ترین، نسبت به دین و سیره و سنت اوست. مشکل، مثل همیشه به دست علی حل می‌شود. پاسخ او این است که:
«پیامبر با تجملات و تشریفات، میانه‌ای ندارند؛ اگر می‌خواهید مورد توجه و استقبال پیامبر قرار بگیرید، باید این طلاجات و جواهرات و تجملات را فروبگذارید و با هیأتی ساده، به حضور ایشان برسید.»
این رفتار پیامبر، هیأت میهمان را به یاد پیامبرشان، حضرت مسیحی می‌اندازد که خود با نهایت سادگی می‌زیست و پیروانش را نیز به رعایت سادگی سفارش می‌کرد.

آنان از این که می‌بینند، در رفتار و کردار، این همه از پیامبرشان فاصله گرفته‌اند، احساس شرمساری می‌کنند. میهمانان مسیحی وقتی جواهرات و تجملات خود را کنار می‌گذارند و با هیأتی ساده وارد مسجد می‌شوند، پیامبر از جای برمی‌خیزد و به گرمی از آنان استقبال می‌کند. شصت دانشمند مسیحی، دور تا دور پیامبر می‌نشینند و پیامبر به یکایک آنها خوشامد می‌گوید، در میان این شصت نفر، که همه از پیران و بزرگان مسیحی نجران هستند،‌ «ابوحارثه» اسقف بزرگ نجران و «شرحبیل» نیز به چشم می‌خورند. پیداست که سرپرستی هیأت را ابوحارثه اسقف بزرگ نجران، بر عهده دارد. او نگاهی به شرحبیل و دیگر همراهان خود می‌اندازد و با پیامبر شروع به سخن گفتن می‌کند: «چندی پیش نامه‌ای از شما به دست ما رسید، آمدیم تا از نزدیک، حرف‌های شما را بشنویم».
پیامبر می‌فرماید: 
«آنچه من از شما خواسته‌ام، پذیرش اسلام و پرستش خدای یگانه است».
و برای معرفی اسلام، آیاتی از قرآن را برایشان می‌خواند.
اسقف اعظم پاسخ می‌دهد: «اگر منظور از پذیرش اسلام، ایمان به خداست، ما قبلاً به خدا ایمان آورده‌ایم و به احکام او عمل می‌کنیم.»
پیامبر می‌فرماید:
«پذیرش اسلام، علایمی دارد که با آنچه شما معتقدید و انجام می‌دهید، سازگاری ندارد. شما برای خدا فرزند قائلید و مسیح را خدا می‌دانید، در حالی که این اعتقاد،‌ با پرستش خدای یگانه متفاوت است.»
اسقف برای لحظاتی سکوت می‌کند و در ذهن دنبال پاسخی مناسب می‌گردد. یکی دیگر از بزرگان مسیحی که اسقف را درمانده در جواب می‌بیند، به یاری‌اش می‌آید و پاسخ می‌دهد:
«مسیح به این دلیل فرزند خداست که مادر او مریم، بدون این که با کسی ازدواج کند، او را به دنیا آورد. این نشان می‌دهد که او باید خدای جهان باشد.»
پیامبر لحظه‌ای سکوت می‌کند.
ناگهان فرشته وحی نازل می‌شود و پاسخ این کلام را از جانب خداوند برای پیامبر می‌آورد. پیامبر بلافاصله پیام خداوند را برای آنان بازگو می‌کند: «وضع حضرت عیسی در پیشگاه خداوند، همانند حضرت آدم است که او را به قدرت خود از خاک آفرید...»1
و توضیح می‌دهد که «اگر نداشتن پدر دلالت بر خدایی کند، حضرت آدم که نه پدر داشت و نه مادر، بیشتر شایسته مقام خدایی است. در حالی که چنین نیست و هر دو بنده و مخلوق خداوند هستند.»
لحظات به کندی می‌گذرد، همه سرها را به زیر می‌اندازند و به فکر فرو می‌روند. هیچ یک از شصت دانشمند مسیحی، پاسخی برای این کلام پیدا نمی‌کنند. لحظات به کندی می‌گذرد؛ دانشمندان یکی یکی سرهایشان را بلند می‌کنند و در انتظار شنیدن پاسخ به یکدیگر نگاه می‌کنند، به اسقف اعظم، به شرحبیل؛ اما... سکوت محض.
عاقبت اسقف اعظم به حرف می‌آید:
«ما قانع نشدیم. تنها راهی که برای اثبات حقیقت باقی می‌ماند، این است که با هم مباهله کنیم. یعنی ما و شما دست به دعا برداریم و از خداوند بخواهیم که هر کس خلاف می‌گوید‌، به عذاب خداوند گرفتار شود.»
پیامبر لحظه‌ای می‌ماند. تعجب می‌کند از اینکه اینان این استدلال روشن را نمی‌پذیرند و مقاومت می‌کنند. مسیحیان چشم به دهان پیامبر می‌دوزند تا پاسخ او را بشنوند.

در این حال، باز فرشته وحی فرود می‌آید و پیام خداوند را به پیامبر می‌رساند. پیام این است:
«هر کس پس از روشن شدن حقیقت، با تو به انکار و مجادله برخیزد، [به مباهله دعوتش کن] بگو بیایید، شما فرزندانتان را بیاورید و ما هم فرزندانمان، شما زنانتان را بیاورید و ما هم زنانمان. شما جان‌هایتان را بیاورید و ما هم جان‌هایمان،‌ سپس با تضرع به درگاه خدا رویم و لعنت او را بر دروغگویان طلب کنیم.»2
پیامبر پس از انتقال پیام خداوند به آنان، اعلام می‌کند که من برای مباهله آماده‌ام. دانشمندان مسیحی به هم نگاه می‌کنند، پیداست که برخی از این پیشنهاد اسقف رضایتمند نیستند، اما انگار چاره‌ای نیست.
زمان مراسم مباهله، صبح روز بعد و مکان آن صحرای بیرون مدینه تعیین می‌شود. 
دانشمندان مسیحی موقتاً با پیامبر خداحافظی می‌کنند و به اقامت‌گاه خود باز می‌گردند تا برای مراسم مباهله آماده شوند.
صبح است، شصت دانشمند مسیحی در بیرون مدینه ایستاده‌اند و چشم به دروازه مدینه دوخته‌اند تا محمد با لشکری از یاران خود، از شهر خارج شود و در مراسم مباهله حضور پیدا کند.
تعداد زیادی از مسلمانان نیز در کنار دروازه شهر و در اطراف مسیحیان و در طول مسیر صف کشیده‌اند تا بینندة این مراسم بی‌نظیر و بی‌سابقه باشند.
نفس‌ها در سینه حبس شده و همه چشم‌ها به دروازه مدینه خیره شده است.
لحظات انتظار سپری می‌شود و پیامبر در حالی که حسین را در آغوش دارد و دست حسن را در دست، از دروازه مدینه خارج می‌شود. پشت سر او تنها یک مرد و زن دیده می‌شوند. این مرد علی است و این زن فاطمه. 
تعجب و حیرت، همراه با نگرانی و وحشت بر دل مسیحیان سایه می‌افکند.
شرحبیل به اسقف می‌گوید: نگاه کن. او فقط دختر، داماد و دو نوة خود را به همراه آورده است. 
اسقف که صدایش از التهاب می‌لرزد، می‌گوید:
«همین نشان حقانیت است. به جای این که لشکری را برای مباهله بیاورد، فقط عزیزان و نزدیکان خود را آورده است، پیداست به حقانیت دعوت خود مطمئن است که عزیزترین کسانش را سپر بلا ساخته است.»
شرحبیل می‌گوید: «دیروز محمد گفت که فرزندانمان و زنانمان و جان‌هایمان. پیداست که علی را به عنوان جان خود همراه آورده است.»
«آری، علی برای محمد از جان عزیزتر است. در کتاب‌های قدیمی ما، نام او به عنوان وصی و جانشین او آمده است...»
در این حال، چندین نفر از مسیحیان خود را به اسقف می‌رسانند و با نگرانی و اضطراب می‌گویند:
«ما به این مباهله تن نمی‌دهیم. چرا که عذاب خدا را برای خود حتمی می‌شماریم.»
چند نفر دیگر ادامه می‌دهند: «مباهله مصلحت نیست. چه بسا عذاب، همه مسیحیان را در بر بگیرد.»
کم‌کم تشویش و ولوله در میان تمام دانشمندان مسیحی می‌افتد و همه تلاش می‌کنند که به نحوی اسقف را از انجام این مباهله بازدارند.
اسقف به بالای سنگی می‌رود، به اشاره دست، همه را آرام می‌کند و در حالی که چانه و موهای سپید ریشش از التهاب می‌لرزد، می‌گوید:
«من معتقدم که مباهله صلاح نیست. این پنج چهره نورانی که من می‌بینم، اگر دست به دعا بردارند، کوه‌ها را از زمین می‌کنند، در صورت وقوع مباهله، نابودی ما حتمی است و چه بسا عذاب، همه مسیحیان جهان را در بر بگیرد.»
اسقف از سنگ پایین می‌آید و با دست و پای لرزان و مرتعش، خود را به پیامبر می‌رساند. بقیه نیز دنبال او روانه می‌شوند. 
اسقف در مقابل پیامبر، با خضوع و تواضع، سرش را به زیر می‌افکند و می‌گوید: «ما را از مباهله معاف کنید. هر شرطی که داشته باشید، قبول می‌کنیم.»
پیامبر با بزرگواری و مهربانی، انصراف‌شان را از مباهله می‌پذیرد و می‌پذیرد که به ازای پرداخت مالیات، از جان و مال آنان و مردم نجران، در مقابل دشمنان، محافظت کند.
خبر این واقعه، به سرعت در میان مسیحیان نجران و دیگر مناطق پخش می‌شود و مسیحیان حقیقت‌جو را به مدینة پیامبر سوق می‌دهد.


 

اعمال و دعاى روز مباهله

روز بیست و چهارم بنابر اَشْهر روزى است که مُباهَلَه کرد رسول خدا صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَاله با نصاراى نجران و پیش از آنکه خواست مُباهله کند عبا بر دُوش مبارک گرفت و حضرت امیرالمؤ منین و فاطمه و حَسَن و حسین عَلیهمُ السلام را داخل در زیر عبا نمود و گفت پروردگارا هر پیغمبرى را اهل بیتى بوده است که مخصوص ترین خلق بوده اند به او خداوندا اینها اهل بیت منند پس از ایشان برطرف کن شک و گناه را و پاک کن ایشان را پاک کردنى پس جبرئیل نازل شد و آیه تطهیر در شاءن ایشان آورد پس حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِیهِ وَ اله آن چهار بزرگوار را بیرون برد از براى مباهله چون نگاه نصارى بر ایشان افتاد و حقّیت آن حضرت و آثار نزول عذاب مشاهده کردند جُراءَت مُباهله ننمودند واستدعاى مصالحه و قبول جزیه نمودند و در این روز نیز حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام در حال رکوع انگشترى خود را به سائل داد و آیه اِنَّما وَلِیکمُ اللّهُ در شانش نازل شد و بالجمله این روز روز شریفى است و در آن چند عمل وارد است :

اوّل : غسل

دوّم : روزه

سوّم : دو رکعت نماز و آن مثل روز عید غدیر است در وقت و کیفیت و ثواب و آیة الکرسى که در نماز مباهله است تا هُمْ فیها خالِدُونَ است

چهارم : خواندن دعاى مباهله که شبیه به دعاى سحرهاى ماه رمضان است و شیخ و سید هر دو نقل کرده اند لکن مابین روایات آن دو بزرگوار اختلاف کثیر است و من اختیار مى کنم روایت شیخ را در مصباح فرموده دعاء روز مباهله روایت شده با فضیلت آن از حضرت صادق علیه السلام مى گویى :

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ بَهاَّئِک بِاَبْهاهُ وَکلُّ بَهاَّئِک بَهِىُّ

خدایا از تو خواهم از درخشنده ترین مراتب درخشندگیت و همه مراتب آن درخشنده است

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِبَهاَّئِک کلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ جَلالِک

خدایا از تو خواهم به تمام مراتب درخشندگیت خدایا از تو خواهم از باشوکت ترین مراتب

بِاَجَلِّهِ وَکلُّ جَلالِک جَلیلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِجَلالِک کلِّهِ

جلالت و تمام مراتب جلال تو شوکتمند است خدایا از تو خواهم به همه مراتب جلالت

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ جَمالِک بِاَجْمَلِهِ وَکلُّ جَمالِک جَمیلٌ اَللّهُمَّ

خدایا از تو خواهم از زیباترین مراتب جمال تو و همه مراتب جمالت زیباست خدایا

اِنّى اَسْئَلُک بِجَمالِک کلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوک کما اَمَرْتَنى فَاسْتَجِبْ

از تو خواهم به همه مراتب جمالت خدایا تو را خوانم چنانچه دستورم دادى پس دعایم را به اجابت رسان

لى کما وَعَدْتَنى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ عَظَمَتِک بِاَعْظَمِها وَکلُّ

چنانچه وعده ام دادى خدایا از تو خواهم از بزرگترین مراتب عظمتت و همه

عَظَمَتِک عَظَیمَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِعَظَمَتِک کلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَسَئَلُک

مراتب آن بزرگ است خدایا از تو خواهم به همه عظمتت خدایا از تو خواهم

مِنْ نُورِک بِاَنْوَرِهِ وَکلُّ نُورِک نَیرٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِنُورِک کلِّهِ

از تابنده ترین مراتب روشنیت و همه مراتب آن تابنده است خدایا از تو خواهم به تمام مراتب روشنیت

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ رَحْمَتِک بِاَوْسَعِها وَکلُّ رَحْمَتِک واسِعَةٌ

خدایا از تو خواهم از وسیع ترین مراتب رحمتت و همه رحمت تو وسیع است

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِرَحْمَتِک کلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوک کما اَمَرْتَنى

خدایا از تو خواهم به همه مراتب رحمتت خدایا تو را مى خوانم همچنانکه دستورم دادى

فَاسْتَجِبْ لى کما وَعَدْتَنى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ کمالِک بِاَکمَلِهِ

پس اجابت کن دعایم را چنانچه وعده فرمودى خدایا از تو خواهم از کاملترین مراتب کمالت

وَکلُّ کمالِک کامِلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِکمالِک کلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى

و تمام مراتب آن کامل است خدایا از تو خواهم به تمام مراتب کمالت خدایا از تو

اَسْئَلُک مِنْ کلِماتِک بِاَتَمِّها وَکلُّ کلِماتِک تاَّمَّةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک

خواهم از تمامترین کلمات و سخنانت و تمام کلماتت تام و تمام است خدایا از تو خواهم

بِکلِماتِک کلِّهَا اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ اَسْماَّئِک بِاَکبَرِها وَکلُّ

به کلماتت همگى خدایا از تو خواهم به بزرگترین نامهایت و همه

اَسْماَّئِک کبیرَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِاَسْماَّئِک کلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوک

نامهایت بزرگ است خدایا از تو خواهم به نامهایت همگى خدایا من تو را مى خوانم

کما اَمَرْتَنى فَاسْتَجِبْ لى کما وَعَدْتَنى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ

چنانچه به من دستور دادى پس به اجابت رسان دعایم را چنانچه وعده ام فرمودى خدایا از تو خواهم به

عِزَّتِک باَعَزِّها وَکلُّ عِزَّتِک عَزیزَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِعِزَّتِک کلِّها

عزیزترین مراتب عزتت و همه مراتب تو عزیز است خدایا از تو خواهم به همه مراتب عزتت

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ مَشِیتِک بِاَمْضاها وَکلُّ مَشِیتِک ماضِیةٌ

خدایا از تو خواهم به گذراترین اراده و خواستت و همه مراتب اراده تو گذراست

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِمَشِیتِک کلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِقُدْرَتِک الَّتىِ

خدایا از تو خواهم به تمام مراتب اراده و خواستت خدایا از تو خواهم بدان قدرتت که بوسیله آن بر همه چیز

اسْتَطَلْتَ بِها عَلى کلِّشَىْءٍ وَکلُّ قُدْرَتِک مُسْتَطیلَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى

برترى گرفتى گرچه تمام مراتب قدرتت برترى گیرنده است خدایا از تو

اَسْئَلُک بِقُدْرَتِک کلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوک کما اَمَرْتَنى فَاسْتَجِبْ لى

خواهم به تمام مراتب قدرتت خدایا من تو را خوانم چنانچه دستورم دادى تو هم اجابتم کن چنانچه

کما وَعَدْتَنى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ عِلْمِک بِاَنْفَذِهِ وَکلُّ عِلْمِک نافِذٌ

وعده فرمودى خدایا از تو خواهم از نافذترین مراتب دانشت با این که تمام مراتب دانشت نافذ است

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِعِلْمِک کلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ قَوْلِک بِاَرْضاهُ

خدایا از تو خواهم به مراتب دانشت همگى خدایا از تو خواهم از پسندیده ترین گفتارت

وَکلُّ قَوْلِک رَضِىُّ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِقَوْلِک کلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک

و تمام گفتار تو پسندیده است خدایا از تو خواهم به همه گفتارت خدایا از تو خواهم

مِنْ مَساَّئِلِک بِاَحَبِّهاَّ وَکلُّها اِلَیک حَبیبَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِمَساَّئِلِک

به محبوبترین چیزى که از تو درخواست شده و همه آنها پیش تو محبوب است خدایا از تو خواهم به تمام آنچه از تو

کلِّها اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوک کما اَمَرْتَنى فَاسْتَجِبْ لى کما وَعَدْتَنى

درخواست شده خدایا من تو را خوانم چنانچه دستورم دادى پس اجابتم کن چنانچه وعده ام فرمودى

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ شَرَفِک بِاَشْرَفِهِ وَکلُّ شَرَفِک شَریفٌ اَللّهُمَّ

خدایا از تو خواهم به شریفترین مراتب شرفت و تمامى مراتب شرف تو شریف است خدایا

اِنّى اَسْئَلُک بِشَرَفِک کلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ سُلْطانِک بِاَدْوَمِهِ

از تو خواهم به مراتب شرفت همگى خدایا از تو خواهم به حق بادوامترین مراتب سلطنتت

وَکلُّ سُلطانِک داَّئِمٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِسُلْطانِک کلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى

و تمام مراتب آن دائمى است خدایا از تو خواهم به مراتب سلطنتت همگى خدایا از تو

اَسْئَلُک مِنْ مُلْکک بِاَفْخَرِهِ وَکلُّ مُلْکک فاخِرٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک

خواهم به گرانمایه ترین مراتب فرمانرواییت و تمام مراتب فرمانرواییت گرانمایه است خدایا از تو خواهم

بِمُلْکک کلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوک کما اَمَرْتَنى فَاسْتَجِبْ لى کما

به تمام مراتب فرمانرواییت خدایا من تو را خوانم چنانچه دستورم دادى پس اجابتم کن چنانچه

وَعَدْتَنى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ عَلاَّئِک بِاَعْلا هُ وَکلُّ عَلاَّئِک ع الٍ

وعده ام فرمودى خدایا از تو خواهم به والاترین مراتب بلندیت و تمام مراتب بلندى تو والا است

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِعَلاَّئِک کلِّهِ اَللّ- هُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ ای اتِک

خدایا از تو خواهم به والاترین مراتب بلندیت همگى خدایا از تو خواهم به

بِاَعْجَبِها وَکلُّ ایاتِک عَجیبَةٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِایاتِک کلِّها اَللّهُمَّ

شگفت ترین آیات و نشانه هایت و همه آیات تو شگفت است خدایا از تو خواهم به آیاتت همگى خدایا

اِنّى اَسْئَلُک مِنْ مَنِّک بِاَقْدَمِهِ وَکلُّ مَنِّک قَدیمٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک

از تو خواهم به قدیمترین نعمتت و همه نعمتهایت قدیم است خدایا از تو خواهم

بِمَنِّک کلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوک کما اَمَرْتَنى فَاسْتَجِبْ لى کما

به همه اقسام نعمتت خدایا من تو را خوانم چنانچه دستورم دادى پس اجابت کن دعایم را چنانچه

وَعَدْتَنى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِما اَنْتَ فیهِ مِنَ الشُّؤُنِ وَالْجَبَرُوتِ

وعده فرمودى خدایا و من از تو خواهم به آنچه تو در آنى از مقامات و قدرت و عظمتت

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِکلِّ شَاءْنٍ وَکلِّ جَبَرُوتٍ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِما

خدایا از تو خواهم به حق هر مقام و هر قدرت و عظمتى که دارى خدایا و من از تو خواهم بدانچه

تُجیبُنى بِهِ حینَ اَسْئَلُک یا اَللّهُ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَسْئَلُک بِبَهآءِ لا اِلهَ

اجابتم کنى بدان هنگامى که تورا خوانم اى خدا اى که معبودى جز تو نیست از تو خواهم به درخشندگى (یا ارجمندى ) کلمه

اِلاّ اَنْتَ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَسْئَلُک بِجَلالِ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ یا لا اِلهَ اِلاّ

((لااله الا انت )) اى که نیست معبودى جز تو از تو خواهم به جلال و شوکت کلمه ((لا اله الا انت )) اى که معبودى جز تو نیست

اَنْتَ اَسْئَلُک بِلا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوک کما اَمَرْتَنى

از تو خواهم به کلمه ((لااله الاانت )) خدایا تو را خوانم چنانچه دستورم دادى پس اجابت کن دعایم را

فَاسْتَجِبْ لى کما وَعَدْتَنى اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ رِزْقِک باَعَمِّهِ

چنانچه وعده ام فرمودى خدایا از تو خواهم از عمومى ترین اقسام روزیت

وَکلُّ رِزْقِک عآمُّ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِرِزْقِک کلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک

و تمام اقسام روزى تو عمومى است خدایا از تو خواهم به تمام اقسام روزى تو خدایا از تو خواهم

مِنْ عَطآئِک بِاَهْنَاِهِ وَکلُّ عَطآئِک هَنیئٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِعَطآئِک

از گواراترین عطایاى تو و تمام عطاهایت گوارا است خدایا از تو خواهم به تمام عطایایت

کلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ خَیرِک باَعْجَلِهِ وَکلُّ خَیرِک عاجِلٌ اَللّهُمَّ

خدایا از تو خواهم به فورى ترین خیر و نیکیت و تمام نیکیهاى تو فورى است خدایا

اِنّى اَسْئَلُک بِخَیرِک کلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک مِنْ فَضْلِک بِاَفْضَلِهِ وَکلُّ

از تو خواهم به تمام نیکیهایت خدایا از تو خواهم به فزونترین فضل تو و همه

فَضْلِک فاضِلٌ اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُک بِفَضْلِک کلِّهِ اَللّهُمَّ اِنّى اَدْعُوک

فضل تو فزون است خدایا از تو خواهم به فضل تو همگى خدایا تو را خوانم

کما اَمَرْتَنى فَاسْتَجِبْ لى کما وَعَدْتَنى اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ

چنانچه دستورم دادى پس اجابتم کن چنانچه وعده ام فرمودى خدایا درود فرست بر محمد

وَ الِ مُحَمَّدٍ وَابْعَثْنى عَلَى الاِْیمانِ بِک وَالتَّصْدیقِ بِرَسُولِک عَلَیهِ

و آل محمد و برانگیز مرا با داشتن ایمان به خودت و تصدیق به رسولت - که درود بر او

وَ الِهِ السَّلامُ وَالْوِلایةِ لِعَلِىِّ بْنِ اَبیطالِبٍ وَالْبَرائَةِ مِنْ عَدُوِّهِ

و آلش باد - و ولایت على بن ابیطالب و بیزارى از دشمنش

وَالاْیتِمامِ بِالاْئِمَّةِ مِنْ الِ مُحَمَّدٍ عَلَیهِمُ السَّلامُ فَاِنّى قَدْ رَضیتُ

و اقتدا به امامان از آل محمد علیهم السلام زیرا که من خوشنودم

بِذلِک یا رَبِّ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ عَبْدِک وَرَسُولِک فِى الاْوَّلینَ

بدین اى پروردگار من خدایا درود فرست بر محمد بنده و رسولت در زمره اولین

وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ فِى الاْخِرینَ وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ فِى الْمَلاَءِ

و درود فرست بر محمد در زمره آخرین و درود فرست بر محمد در عالم

الاْعْلى وَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ فِى الْمُرْسَلینَ اَللّهُمَّ اَعْطِ مُحَمَّدا

بالا و درود فرست بر محمد در زمره مرسلین خدایا عطا کن به محمد مقام

الْوَسیلَةَ وَالشَّرَفَ وَالْفَضیلَةَ وَالدَّرَجَةَ الْکبیرَةَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى

وسیله و شرف و فضیلت و درجه بزرگ را خدایا درود فرست بر

مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَقَنِّعْنى بِما رَزَقْتَنى وَبارِک لى فیما اتَیتَنى

محمد و آل محمد و قانع کن مرا بدانچه روزیم کرده اى و برکت ده به من در آنچه به من داده اى

وَاحْفَظْنى فى غَیبَتى وَکلِّ غائِبٍ هُوَ لى اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ

و نگهدارى کن مرا در غیبتم و هر غائبى که مربوط به من است خدایا درود فرست بر محمد

وَ الِ مُحَمَّدٍ وَابْعَثْنى عَلىَ الاِْیمانِ بِک وَالتَّصْدیقِ بِرَسُولِک اَللّهُمَّ

و آل محمد و برانگیزم بر ایمان به خودت و تصدیق به رسولت خدایا

صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَسْئَلُک خَیرَ الْخَیرِ رِضْوانَک وَالْجَنَّةَ

درود فرست بر محمد و آل محمد و از تو خواهم خوبترین خوبها را که خوشنودى تو و بهشت باشد

وَاَعُوذُ بِک مِنْ شَرِّ الشَرِّ سَخَطِک وَالنّارِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ

و پناه برم به تو از بدترین بدها که خشم تو و آتش دوزخ باشد خدایا درود فرست بر محمد

وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاحْفَظْنى مِنْ کلِّ مُصیبَةٍ وَمِنْ کلِّ بَلِیةٍ وَمِنْ کلِّ عُقُوبَةٍ

و آل محمد و محافظت کن مرا از هر پیش آمد ناگوار و از هر گرفتارى و از هر شکنجه

وَمِنْ کلِّ فِتْنَةٍ وَمِنْ کلِّ بَلاَّءٍ وَمِنْ کلِّ شَرٍّ وَمِنْ کلِّ مَکرُوهٍ وَمِنْ کلِّ

و از هر فتنه و از هر بلاء و از هر بدى و از هر ناراحتى و از هر مصیبت و از هر

مُصیبَةٍ وَمِنْ کلِّ افَةٍ نَزَلَتْ اَوْ تَنْزِلُ مِنَ السَّمآءِ اِلَى الاْرْضِ فى هذِهِ

آفتى که نازل شده یا بعد از این از آسمان بزمین نازل شود در این

السّاعَةِ وَفى هذِهِ اللّیلَةِ وَفى هذَا الْیومِ وَفى هذَا الشَّهْرِ وَفى هذِهِ

ساعت و در این شب و در این روز و در این ماه و در این

السَّنَةِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاقْسِمْ لى مِنْ کلِّ سُرُورٍ

سال خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد و نصیبم کن از هر شادى

وَمِنْ کلِّ بَهْجَةٍ وَمِنْ کلِّ اسْتِقامَةٍ وَمِنْ کلِّ فَرَجٍ وَمِنْ کلِّ عافِیةٍ وَمِنْ

و از هر خوشحالى و از هر پایدارى و از هر گشایشى و از هر تندرستى و از

کلِّ سَلامَةٍ وَمِنْ کلِّ کرامَةٍ وَمِنْ کلِّ رِزْقٍ واسِعٍ حَلالٍ طَیبٍ وَمِنْ

هر سلامتى و از هر کرامت و از هر روزى فراخ حلال پاکى و از

کلِّ نِعْمَةٍ وِمَنْ کلِّ سَعَةٍ نَزَلَتْ اَوْ تَنْزِلُ مِنَ السَّمآءِ اِلَى الاْرْضِ فى

هر نعمتى و از هر وسعتى که نازل شده یا بعد از این نازل شود از آسمان به زمین در

هذِهِ السّاعَةِ وَفى هذِهِ اللّیلَةِ وَفى هذَا الْیوْمِ وَفى هذَا الشَّهْرِ وَفى

این ساعت و در این شب و در این روز و در این ماه و در

هذِهِ السَّنَةِ اَللّهُمَّ اِنْ کانَتْ ذُنُوبى قَدْ اَخْلَقَتْ وَجْهى عِنْدَک وَحالَتْ

این سال خدایا اگر چنانچه گناهانم شرمنده کرده است چهره ام را پیش تو و حائل شد

بَینى وَبَینَک وَغَیرَتْ حالى عِنْدَک فَاِنّى اَسْئَلُک بِنُورِ وَجْهِک الَّذى

میان من و تو و حالم را پیش تو تغییر داده پس از تو خواهم به حق نور ذاتت که

لا یطْفَأُ وَبِوجْهِ مُحَمَّدٍ حَبیبِک الْمُصْطَفى وَبِوجْهِ وَلِیک عَلِىٍّ

خاموش نشود و به آبروى محمد مصطفى حبیب تو و به آبروى ولى تو على

الْمُرْتَضى وَبِحَقِّ اَوْلِیآئِک الِّذینَ انْتَجَبْتَهُمْ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ

مرتضى و به حق اولیائت که برگزیدى آنها را که درود فرستى بر محمد

وَ الِ مُحَمَّدٍ وَاَنْ تَغْفِرَ لى ما مَضى مِنْ ذُنُوبى وَاَنْ تَعْصِمَنى فیما

و آل محمد و بیامرزى برایم گذشته هاى از گناهانم را و نگاهم دارى در

بَقِىَ مِنْ عُمْرى وَاَعُوذُ بِک اللّهُمَّ اَنْ اَعُودَ فى شَىْءٍ مِنْ مَعاصیک

آینده عمرم و پناه مى برم به تو خدایا از اینکه بازگردم به یکى از گناهان و نافرمانیهایت

اَبَداً مااَبْقَیتَنى حَتّى تَتَوَفّانى وَاَنَا لَک مُطیعٌ وَاَنْتَ عَنّى راضٍ وَاَنْ

هرگز تا زنده ام (یعنى ) تا آنگاه که مرا بمیرانى و من فرمانبردار تو باشم و تو از من خوشنود باشى و

تَخْتِمَ لى عَمَلى بِاَحْسَنِهِ وَتَجْعَلَ لى ثَوابَهُ الْجَنَّةَ وَاَنْ تَفْعَلَ بى ما

به انجام رسانى عمل مرا به نیکوترین آن و پاداش آنرا برایم بهشت مقرر دارى و انجام دهى درباره من آنچه را

اَنْتَ اَهْلُهُ یا اَهْلَ التَّقْوى وَیا اَهْلَ الْمَغْفِرَةِ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ الِ

تو شایسته آنى اى اهل تقوى و اى شایسته آمرزش درود فرست بر محمد و آل

مُحَمَّدٍ وَارْحَمْنى بِرَحْمَتِک یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ 

محمد و رحم کن به من به رحمت خویش اى مهربانترین مهربانان

 

پنجم : بخواند دعایى که شیخ وَ سَید روایت کرده اند بعد از دو رکعت نماز و هفتاد مرتبه استغفار و اوّل آن اَلْحَمْدُ لِلّهِ رَبِّ العالَمینَ است و شایسته است در این روز تصدّق بر فقراء به جهت تَاءسّى به مولاى هر مؤ من و مؤ منه امیر المؤ منین علیه السلام و زیارت کردن آن حضرت و انسب خواندن زیارت جامعه است .

روز بیست و پنجم روز شریفى است و روزى است که هَل اَتى در حقّ اهل بیت نازل شده به جهت آنکه سه روز روزه گرفتند و افطار خود را به مسکین و یتیم و اسیر دادند و به آب افطار نمودند و شایسته است که شیعیان اهل بیت عَلیهمُ السلام در این ایام خصوص در شب بیست و پنجم تاءسّى به موالى خود نمایند در تصدّق به مساکین و ایتام و سعى در اطعام ایشان و این روز را روزه بدارند و چون بعض علماء این روز را روز مباهله مى دانند مناسب است زیارت جامعه و دعاء مباهله را نیز در این روز بخوانند روز آخر ذى الحجه که آخر سال عرب است سید در اقبال موافق یک روایت ذکر کرده که دو رکعت نماز کند در هر رکعت حمد یک مرتبه و ده مرتبه قُل هُواللّهُ اَحَدٌ ده مرتبه آیة الکرسى بخواند و بعد از نماز بگوید:

اَللّهُمَّ ما عَمِلْتُ فى

خدایا آنچه انجام دادم در

هذِهِ السَّنَةِ مِنْ عَمَلٍ نَهَیتَنى عَنْهُ وَلَمْ تَرْضَهُ وَنَسیتُهُ وَلَمْ تَنْسَهُ

این سال از اعمالى که مرا از آن نهى فرمودى و راضى بدان نبودى و من آنرا فراموش کردم ولى تو فراموشش نکردى

وَدَعَوْتَنى اِلَى التَّوْبَةِ بَعْدَ اجْتِرائى عَلَیک اَللّهُمَّ فَاِنّى اَسْتَغْفِرُک مِنْهُ

و مرا به بازگشت بسویت خواندى پس از دلیرى کردنم بر تو خدایا من از آن اعمال آمرزش مى طلبم

فَاغْفِر لى وَما عَمِلْتُ مِنْ عَمَلٍ یقَرِّبُنى اِلَیک فَاقْبَلْهُ مِنّى وَلا تَقْطَعْ

پس بیامرز آنها را و هر عملى که انجام دادم از اعمالى که مرا به تو نزدیک گرداند پس آنرا از من قبول کن و قطع مکن

رَجآئى مِنْک یاکریمُ 




ترجمه ی آیه ی مباهله به شعر

به دستــــور پــــروردگــــار جـــــــــلال بود خـــــلقت عیسی انــــدر مثـــــال
چــــــو آدم که او را زخــــــــاک آفریــد که چون گفت شو، ناگهان شد پدید
پس از این هر آن کس که ورزد جلال کـــه در بـاب عیسی بود آن مقـــــال
کنـون چون به وحـــــــی یگانــــه خدا شـــدی آگه از حــالش ای مصطفـــی
بـــــگو پس بیـــایند تا ایــــن زمـــــان همــــــه گـــــرد آییم دریــــک مـــــکان
به همــــراه انفــــاس و اطفــــال و زن تبـــــاهــل نمــــاییـم ای  انـجمـــــــن
نمـــــــاییـم نفـــــــرین بر یــکدیـــــــگر بـــه    درگـــاه  پروردگـــار     بشــــر
کـه ناراست گــــو را به خشــــم خــدا نمـــاییم   با  این  عمــــل   مبتــــلا
موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۴/۰۷/۱۲

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی